دوستت دارم
|
|
|
|

در اين شبهاي دلتنگي که غم با من هم آغوش است


به جز اندوه و تنهايي کسي با من نمي جوشد


کسي حالم نمي پرسد کسي دردم نمي داند


نه هم درد و هم آوايي با من يک دل نمي خواند


از اين سرگشتگي بيزارم و بيزار


ولي راه فراري نيست از اين ديوار


براي اين لب تشنه دريغا قطره آبي بود


براي خسته چشم من دريغا جاي خوابي بود


در اين سرداب ظلمت نور راهي بود


در اين اندوه غربت سرپناهي بود


شب پر درد و من از غصّه ها دلسرد


کجا پيدا کنم دلسوخته اي هم درد


اسير صد بيابان وَهم و اندوهم


مرا پا در دل و سنگين تر از کوهم

شرط عاشقي 
عاشقي يه چشم ميخواد براي خوندن خط به خط كتاب دل معشوق
عاشقي پائي مي خواد براي دويدن به هر كجائي كه معشوق هست
عاشقي گوشي مي خوادبراي شنيدن نواي دلنشين معشوق
عاشقي صدائي مي خوادبراي خوندن از عشق
هرچقدر كه بد باشد.
ای خدا کاری کن تا تمام عاشقای دنیا به عشقشون برسند.
من که ميدانم شبي عمرم به پايان ميرسد
نوبت خاموشيم سهل و آسان ميرسد
من که ميدانم به اين دنيا وفايي نيست
ميان مرگ و زندگي قراري نيست
پس چرا عاشق نباشم...
اگر زهرم دهي زهرت بنوشم
اگر غسلم دهي باآاب كافور
كفن پاره كنم دستت ببوسم...
چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد
و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و
به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي ، حس کني هنوزم دوسش داري.....
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش
همه وجودت له شده...
چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز
سلام نتوني بگي...
چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس
کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داري.......
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشکني
و اون وقت آروم زير لب بگي : گل من باغچه نو مبارک
خيلي سخته که بغض داشته باشي اما نخواي کسي بفهمه....
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد که فراموشش کني....
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضورخودش جشن بگيري....
خيلي سخته که روز تولدت همه بهت تبريک بگن جز اوني که فکر مي کني به
خاطرش زنده اي....
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني بعد بفهمي دوستت نداره….
خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفرازدست بدي اما اون بگه ديگه
نمي خوامت……….!
دوباره دلم باسه قربت چشات تنگه
دوباره اين دل ديوونه باست دل تنگه
وقت از تو خوندن ستاره ي ترانه هام
اسمه توبراي من قشنگ ترين آهنگه
بي تو يک پرنده اسير بي پروازم
با تو اما مي رسم به قله آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
باسه تو سقفي از آهنگ و صدا مي سازم
با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نزار از نفس بيفتم توي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره
توي که عشقمو از نگاه من مي خوني
توي که تو تپش ترانه هام مهموني
توي که هم نفس هميشه ي آوازي
توي که آخر قصه ي منو مي دوني
اگه کوچه صدام يه کوچه باريکه
اگه خونم بي چراغ چشم تو تاريکه
مي دونم آخر قصه مي رسي به داد من
لحظه يکي شدن تو آينه ها نزديکه
با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره نزار از نفس بيفتم توي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره
من اگه کسي رو داشتم ديگه در به در نبودم
باغم وغربت و اندوه ديگه همسفر نبودم
اگه زخم نخورده بودم تورو باور نمي کردم
توي اين حصار پر درد باهمه سر نمي کردم
کولي شب زده بودم پشت گريه صدات کردم
از پس آينه ي اشک تا هميشه نگات کردم
بعد عشق معناي مرگ وصلت پاييز و برگ
قصه عشق وحقيقت قصه ي گل و تگرگ
آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود
شکل تنهايي و غربت سر نوشت آدما بود
با چشات دنيا رو ديدم حتي من فردا رو ديدم
توي قلب قطره بودن با تو من دريا رو ديدم
عاشقانه
اي به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه، اي بيگانه با پيراهنم
آشناي سبزه واران تنم
آه، اي روشن طلوع بي غروب
آفتاب سرزمين هاي جنوب
آه، آه اي از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سيراب تر
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغي در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينه ام بيدار شد
از طلب پا تا سرم ايثار شد
ای خدا کاری کن تا همه عاشقای دنیا به عشقشون برسن
داغ يک عشق قديم و اومدي تازه کردي
شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردي
آتش اين عشق کهنه ديگه خاکستري بود
اومدي وقتي تو سينه نفس آخري بود
به عشق تو زنده بودم منو کشتي دوباره زنده کردي
دوست داشتم دوستم داشتي منو کشتي دوباره زنده کردي
تا تويي تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غير از خوبي تو مگه حرفي مي زنم
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقي نداره
تو خالق من بعد از خدايي
در خلوت من تنها صدايي
رفته بود هر چي که داشتيم ديگه از خاطر من
کهنه شد اسم قشنگت ميون دفتر من
من فراموش کرده بودم همه روزاي خوب رو
اومدي آفتابي کردي تن سرد غروب رو
دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را
در انحصار قطره های اشک نبینم
و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد 
دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم
و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم 
دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد
همیشه از حرارت عشق گرم باشد
و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم 
من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند
برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم
که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند
و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی
پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند
عشق يعني مهر بي چون و چر ا
عشق يعني كوشش بي ادعا
عشق يعني مهر بي اما 
اگر عشق يعني رفتن با پاي سر
عشق يعني خواندن از چشمان او
عشق يعني دل بدون گفتگو 
عشق يعني جان من قربون اوست 
عشق يعني دل تپيدن بحر دوست
عشق يعني عاشق بي زحمتي 
عشق يعني بوسه بي شهوتي
عشق يار مهربان زندگي
بادبان و نردبان زندگي